الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
180
شرح كفاية الأصول
الألفاظ بإزاء كليّاتها يغنى عن وضع لفظ بإزائها « 1 » ، كما لا يخفى ، مع « 2 » أنّ المجاز باب واسع ، فافهم . امر يازدهم : اشتراك لفظى مصنّف در اين امر به بحث در اشتراك لفظى اشاره دارد ، ولى قبل از توضيح كلام ايشان ، لازم است مطالبى بيان شود . اشتراك يا مشترك ، داراى دو قسم است : 1 - معنوى : يعنى لفظى داراى يك معناى جامع و كلّى قابل انطباق بر افراد كثيرى باشد ، مانند : تمام اسماء أجناس . مثلا « انسان » يك معناى عامّ و جامعى دارد كه بر تمام مصاديق آن صادق است . اين قسم از اشتراك و مشترك ، مورد بحث نمىباشد ، زيرا در آن اختلافى نيست . 2 - لفظى : يعنى يك لفظ حد اقل داراى دو معناى متفاوت باشد ، به گونهاى كه براى هركدام از آن دو معنا ، جداگانه وضع شده باشد . در اين نوع از اشتراك ، ممكن است يك لفظ ، دو معنا و يا بيشتر داشته باشد ، مثل لفظ « عين » كه معانى بسيارى دارد ( ذهب ، فضّه ، عين جاريه ، عين باكيه ، ترازو و . . . ) و براى هركدام بهطور مستقلّ وضع شده است . « 3 » اين قسم از اشتراك ، مورد بحث است ، هم در جهت امكان ( آيا مشترك لفظى امكان دارد يا نه ؟ ) و هم در جهت وقوع ( در صورت امكان ، آيا واقع شده است يا نه ؟ ) الحق وقوع الاشتراك . . . پس از مطالب مذكور ، اكنون در توضيح كلام مصنّف مىگوييم : در مورد وقوع و امكان اشتراك لفظى ، و عدم آن ، چند قول وجود دارد : 1 - امكان دارد و واقع هم شده است . اين قول ، مختار مشهور و از جمله مصنف است . 2 - محال است . 3 - در قرآن ، محال است و در غير آن ، ممكن . 4 - واجب است .
--> ( 1 ) . أى : الجزئيّات . ( 2 ) . دليل چهارم بر فساد توهّم . ( 3 ) . البته در اينجا از واضع ، بحث نمىشود كه آيا واحد بوده و يا متعدّد و . . .